ریشههای مشکل کجاست؟
کارشناسان بانکی معتقدند چند عامل دست به دست هم دادهاند تا این بانکها به نقطه بحرانی برسند:
- سرمایهگذاری در پروژههای ساختمانی و املاک که سالهاست متوقف شده و بازدهی ندارد.
تسهیلات کلانی که به افراد یا گروههای خاص داده شده اما به موقع بازنگشته است.
نبود سیستمهای کارآمد برای ارزیابی ریسک و اعتبارسنجی مشتریان.
هزینههای سنگین شبکه شعب بدون اینکه متناسب با آن سودآوری ایجاد شود.
نتیجه این عوامل، انباشت زیان در ترازنامه بانکها و کاهش توان آنها برای ایفای تعهدات است.
هشدار کفایت سرمایه
یکی از مهمترین شاخصهای سلامت بانکها، کفایت سرمایه است. طبق استانداردهای جهانی این نسبت باید حداقل ۸ درصد باشد، اما در برخی از این بانکها حتی به ۴ درصد هم نمیرسد. به بیان ساده، چنین بانکهایی در برابر کوچکترین بحران اقتصادی، مانند افزایش نکول وامها یا رکود بازار مسکن، بسیار آسیبپذیر خواهند بود.
سیاستهای بانک مرکزی
بانک مرکزی برای جلوگیری از گسترش بحران، چند راهکار پیشنهاد داده است. از جمله:
- ممنوعیت برداشت بیضابطه از منابع بانک مرکزی
الزام سهامداران عمده به تزریق سرمایه جدید
سختگیری بیشتر در اعطای تسهیلات پرریسک
با این حال، کارشناسان بر این باورند که این اقدامات بیشتر مسکنهای کوتاهمدت هستند و برای حل ریشهای مشکل کافی نیستند.
چه باید کرد؟
برای خروج از این وضعیت، چند اقدام جدی و شفاف ضروری است:
- افزایش واقعی سرمایه؛ نه از طریق بازی با اعداد و تجدید ارزیابی داراییها، بلکه با ورود پول نقد و جذب سرمایهگذاران جدید.
فروش داراییهای غیرمولد؛ بانکها باید از پروژههای نیمهتمام و املاک قفلشده خارج شوند.
بازسازی ساختار اعتباری؛ جلوگیری از وامدهی رانتی و حرکت به سمت اعتبارسنجی علمی.
ادغام بانکهای کوچک و زیانده؛ کاهش تعداد بانکهای ضعیف و تشکیل مؤسسات قدرتمندتر و شفافتر.
اصلاح نرخ سود بانکی؛ کاهش رقابت ناسالم میان بانکها برای جذب سپرده.
زیان انباشته و کفایت سرمایه پایین تنها یک مشکل حسابداری برای چند بانک خاص نیست؛ بلکه چالشی برای اعتماد عمومی به کل نظام بانکی کشور است. اگر اصلاحات اساسی به تعویق بیفتد، خطر سرایت بحران به سایر بخشهای اقتصاد جدیتر خواهد شد.